عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

551

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كه با وى كار بگذشت و عفو كرده مىشود ( يعنى از درگاه خدا چشم آمرزش دارد و خدا هم نيّت او را ميداند و مى آفريند ) 25 كم من مفتّح بالصّبر عن غلق : بسا كار فرو بستهء كه بصبر و شكيب گشوده شد . 26 كم من صعب يسهل بالرّفق : بسا امر مشكلى كه با نرمى و آهستگى آسان شد . 27 كم من واثق بالدّنيا قد فجعته : بسا كس كه به دنيا تكيه كرد و دنيا او را بزارى افكند . 28 كم من ذى طمأنينة الى الدّنيا قد صرعته بسا كسى كه بجهان آرامش پيدا كرد و جهان او را در افكند . 29 كم من ذى ابّهة جعلته الدّنيا حقيرا : بسا صاحب جاهى كه جهان او را خوار و كوچك كرد 30 كم من ذىّ عزّة ردتّه الدّنيا ذليلا : بسا شخص عزيز ارجمندى كه جهان او را بخوارى باز گرداند . 31 كم من مبتلى بالنّعمآء : بسا كسى كه در چنگال نعمتها گرفتار است ( و مال و ثروت نمى گذارد بآخرتش بپردازد ) . 32 كم من منعم عليه بالبلاء : بسا كسى كه كه ببلاى نعمتهاى خدا گرفتار است . 33 كم من مخدوع بالأمل مضيّع للعمل : بسا كسى كه فريب آرزو را خورده و عمل را ضايع مى گذارد . 34 كم من مسوّف بالعمل حتّى هجم عليه الأجل بسا كسى كه عمل براى آخرت را بفردا و پس فردا مى افكند تا اين كه مرگ بر وى تازد ( و كارش را بسازد و با دست تهى وارد محشر گردد و كليهّء ما مردم احوالمان چنين است ) . 35 كم من صائم ليس له من صيامه الّا الظّمآء بسا روزه دارى كه روزه‌اش برايش جز ( گرسنگى و ) تشنگى هيچ نيست . 36 كم من قائم ليس له من قيامه الّا العناء : بسا نمازگذارى كه از ايستادنش به نماز جز رنج و خستگى برايش چيزى نيست . 37 كم من مؤمّل لا يدركه : بسا آرزومنديكه بآرزوى خود دست نمى يابد . 38 كم من بان ما لا يسكنه : بسا بنا كنندهء كه در آن نمى نشينند ( چيزى كه هست خداوند براى عمران جهان بشر را طورى قرار داده است كه اين از روى عشق و شوق بنا مىكند تا ديگران در آن سكنى كنند ) 39 كم من جامع ما سوف يتركه : بسا گرد آرنده كه به زودى وامى گذارد . 40 كم من منقوص رابح و مزيد خاسر : بسا